حسن حسن زاده آملى

366

هزار و يك كلمه (فارسى)

يعنى اسب اسواريش را - مىستايد : مرا در زير ران اندر كميتى * كشنده نى و سركش نى و توسن عنان برگردن سرخش فكنده * چو دو مار سيه بر شاخ چندن دمش چون تافته بند بريشم * سمش چون ز آهن و پولاد هاون 8 - در شرح بيت يازدهم گويد : « چون آفتاب بر اوج فلك رسد كه آن را نصف النهار گويند . . . » اوج معرّب اوگ به لفظ هندى است در مقابل حضيض ، اوج دورترين نقطه از منطقه خارج مركز شمس نسبت به مركز زمين است ؛ و حضيض نزديكترين نقطه از آن ، نه بدان‌گونه كه شارح گفته است . نگارنده را ميدان بحث در اينجا وسيع است و لكن به همين اندازه اشارت كفايت است . 9 - در شرح بيت چهل و هشتم قصيده گويد : « حضرت امام از نفاق اهل ظلام غافل . . . » اسناد غفلت به امام معصوم حجت إلهى ، سخنى ناصواب و خلاف رأى اولو الالباب است . مسأله علم سفراى الهى را در نوشته‌هاى ديگر به تحقيق تحرير كرده‌ايم ، و در نكته 958 كتاب هزار و يك نكته به بعضى از وجوه آن اشارتى نموده‌ايم . مستفاد از عبارات شارح اين است كه مسلمانى امامى و به مذهب اثنا عشرى بوده است ، جاى شگفتى است كه با اين وجود چگونه تعبيرى آنچنان را به حجّت خدا روا داشته است ؟ ! 10 - در شرح بيت شصت و يكم قصيده گويد : « چنان كه به يك بيت بر شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى . . . » اين واقعه شيرين دلنشين را قاضى نور الله شهيد در مجلس ششم مجالس المؤمنين در شرح حال شيخ اجل سعدى بدين‌گونه نقل فرموده است : يكى از مشايخ منكر وى بود ، شبى در واقعه ديد كه درهاى آسمان گشوده شد و ملائكه با طبقهاى نور از آسمان نازل شدند ، پرسيد كه اين چيست ؟ گفتند براى سعدى شيرازى است كه بيتى گفته كه قبول حضرت حق سبحانه و تعالى افتاده ، و آن بيت اين است : برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقى دفتريست معرفت كردگار